شبکه‌ما - دانلود فیلم - خاطرات باحال جنگ

<p>بار اولی که رفتم جبهه من چیزی بلد نبودم و سریع من را یک جایی بردند که گفتند اماده شوید و اعزاممان کردند و دیدند...

خاطرات باحال جنگ

دسته بندی ها:
توضیحات:

بار اولی که رفتم جبهه من چیزی بلد نبودم و سریع من را یک جایی بردند که گفتند اماده شوید و اعزاممان کردند و دیدند که میله ای افتاد و پرسیدند که این چیست و فهمیدند که آرپیچی است و گفتم که ما چیکاره ایم و گفتند که تو کمک ارپیچی زن هستی و من که هیچی نمی دانستم بعد گفتم کی پوکش رو میاره بعد به ما گفتند که ارپیجی اصلا پوکه نداره و بعدا فهمیدیم که اصلا سرکارمان گذاشته بودند و خلاصه شدیم کمک امدادگر و باید سر برانکاردو می گرفتیم