شبکه‌ما - دانلود فیلم - درگذشت غلامحسین مظلومی

<p>درگذشت غلامحسین مظلومی سرطلایی فوتبال ایران را به همه هواداران فوتبال و خانواده مظلومی تسلیت عرض میکند امیدواریم که بیماری سرطان از کشور ما ایران...

درگذشت غلامحسین مظلومی

دسته بندی ها:
توضیحات:

درگذشت غلامحسین مظلومی سرطلایی فوتبال ایران را به همه هواداران فوتبال و خانواده مظلومی تسلیت عرض میکند امیدواریم که بیماری سرطان از کشور ما ایران دور شود  به زود آموزش هایی برای پیشگیری از این بیماری در سایت قرار خواهیم داد.
پیکر مرحوم غلامحسین مظلومی، پیشکسوت باشگاه استقلال ساعت 9 صبح جمعه از ورزشگاه شهید شیرودی تشییع خواهد شد.مراسم تشییع پیکر مرحوم مظلومی از ورزشگاه شیرودی به سمت قطعه نام‌آوران بهشت زهرا (س) برگزار می‌شود.

غلامحسین مظلومی

سبیل مد بود. یک مد در تمام جهان! سبیل تنها نشانه جهت گیری سیاسی نبود. می شد کارهای مختلفی با آن کرد. مثلا اگر با پشت مو ست می شد، شمایل هیپی های قدیم را می شد دید. اگر ریشهای نیمه بلند هم چاشنی اش می شد چهره جذاب تری می دیدید اما  غلامحسین از روز اولی که سر و کله اش در فوتبال ایران پدیدار شد، پشت مو داشت و سبیلهایش را نتراشیده باقی گذاشته بود. روزهایی که به همراه برادرش پرویز چهره شدند، قد بلندی نداشت اما خوب سر می زد. دو آبادانی خونگرم و سبزه که لافهایشان را در زمین می زدند. یاد گرفته بودند که در زمین نمی شود خالی بست، باید سه جاف را نشانه می گرفتند. پرویز کمی توپرتر از غلامحسین بود اما هر دو خوب می دویدند و نفس داشتند. آبادان، شهری که نفت داشت اما پول نفت به مردمش نمی رسید را بالا و پایین می کردند. با پاهای لخت و پتی می دویدند و روی زمین های خاکی شوت می زدند و البته زخمی می شدند اما کزاز زورش به عشق فوتبالی ها نمی رسید. آنجا آبادان بود، مهد فوتبال، برزیل فوتبال ایران. داشتیم می گفتیم، غلامحسین اما کوتاه قدتر بود و دونده تر! فوتبال در رگ و خون خانواده مظلومی بود. هر روز صبح لب شط، خاک ساحلش یک چهره سبیلو را به خود می دید. کسی که بازهم باید گفت کوتاه قدتر و دونده تر و سفیدتر! کسی که ۴ سال پس از کودتای ۲۸ مرداد به دنیا آمده بود. بهار سال ۴۷ در خانه کاهگلی مظلومی بزرگ را می کویند. تلگراف از تهران است. خسروانی مدیرعامل باشگاه تاج تهران به باشگاه تاج آبادان نوشته که غلامحسین بیاید تهران برای بازی در تاج تهران! ندید، غلامحسین را خواسته بودند، کار ردیف شد. بازی درتاج آبادان دیگر برای ستاره شدن بس بود!:« وولک، اگه غلام بره تهران، اونجا مایه تیله ردیفه! نگران نباش!» مدیران وقت باشگاه تاج آبادان این را به پدر غلامحسین و پرویز گفتند. چشمهای پدر برق می زد. پیراهن آبی استقلال بر تن غلامحسین، از او یک اسطوره می ساخت. اسطوره ای که حالا دیگر بین ما نیست،او در میان همه بی توجهی ها، در میان همه ماجراها رفت و فوتبال ایران را در ماتم فرو برد.