ویدئوهای برچسب: «شاهبداغی»

  • توسط: koopid

    در عصر دلگرفته ي پاييز برگ ريز يک چاي گرم و کمي حرف گفتني دلتنگِ خنده‌هاي توام مهربان بيا گفتم اگر که قسمتِ من شد، تو آمدي با تو بگويم از دلِ تنگي که برده اي آه از نگاهِ مانده به در از نگاهِ خيس در کوچه، بوي عطش پر کشيده است آيا شود که بگيري تو دست من؟ سرد است قامتم آيا تو شانه‌اي، براي گريه من قرض مي‌دهي؟ خيس است گونه‌هاي من از شوق اين وصال آغوش مهربان تو، جا مي‌دهد مرا؟ آيا دو چشم مهربان تو، مي‌بيند اشتياق؟ در اين هواي سرد يک استکان، اميد ي…