خداحافظی همیشگی علی کریمی از فوتبال - شبکه‌ما

علی کریمی در 36 سالگی کفش هایش را برای همیشه آویخت. علی در هجدهم آبان 1357 در تهران بدنیا آمد.

خداحافظی همیشگی علی کریمی از فوتبال

دسته بندی ها:
توضیحات:

علی کریمی در 36 سالگی کفش هایش را برای همیشه آویخت.

علی در هجدهم آبان 1357 در تهران بدنیا آمد. علی کریمی در دوران کودکی و نوجوانی مثل همه کودکان  نوجوانان پیش و پس از خود فوتبال را با یک توپ پلاستیکی دولایه از کوچه پس کوچه ها و زمین های خاکی آغاز کرد. کریمی که بواسطه دریبل های مستمرش توانایی خلق موقعیت های گل پی در پی را برای تیمش دارد، از تیم فتح در دسته دوم آغاز کرد ولی مسابقات سالنی جام رمضان جایی بود که او ره 100 ساله را یک شبه پیمود. درست  روزی که تیم سالنی فتح با پرسپولیس بازی داشت دراین مسابقه مرد همه کاره تیم پرسپولیس اورا دید و خیلی سریع برای استخدامش اقدام کرد. علی پروین در پرسپولیس بهای لازم را به او داد و دراین بین کریمی هم نهایت استفاده را ازآن برد. درخشش عالی این بازیکن به همراه بازی های فوق تصورش درهای تیم ملی ایران را به رویش باز کرد و همزمان به تیم امید هم دعوت شد. اما این کریمی خوش تکنیک وقتی در تیم ملی امید بازوبند کاپیتانی را بر بازو بست با مشکل مواجه شد و در یک مسابقه با مشت به صورت داور کوبید و تا یک سال از سوی ای اف سی از هر مسابقه ای محروم شد.

وقتی محرومیت علی کریمی تمام شد گویی یک بازیکن جدید متولد شده باشد. علی کریمی پس از آنکه در پرسپولیس یکی دو قهرمانی لیگ ایران را کسب کرد و در جام باشگاههای آسیا مقامی بهتر از سومی بدست نیاورد، قرمز پوشان پایتخت را ترک کرد و راهی تیم الاهلی امارات شد تا به گفته سایتهای اینترنتی بیشترین حقوقی را که یک بازیکن آسیایی میگیرد دریافت کند. کریمی در امارات در سال 2001 فاتح جام ریاست جمهوری و صاحب عنوان بهترین بازیکن سال امارات شد. علی کریمی که بلاجیویچ بازی اورا می ستود در تیم چیرا و برانکو همه کاره تیم شد تا حدی که در جام ملتهای آسیای 2004 چین او بهترین بازی عمرش را انجام داد و همه را جادو کرد.

پس از دریبلهای فراوانش به آلمانی ها که برای بازی دوستانه به تهران آمده بودند به او لقب مارادونای آسیا را دادند و علی سر از بایرن درآورد و در سرمای مونیخ آدم برفی ساخت. اما بعد از آب شدن برف مونیخ او به قطر رفت،  به پرسپولیس بازگشت، پس از آن سر از استیل آذین درآورد دوباره به آلمان و اینبار به شالکه رفت. کریمی بعد از چند ماه بازی در آلمان دوباره به پرسپولیس برگشت، اینبار او بعد از دیدار پایانی جام حذفی در سال 92 فوتبال را به نامادری اش سپرد.

کریمی: نه دیگه اصلا منو تو فوتبال نمیبینید، به هر حال من ازین فوتبال میرم تا بالاخره اون کسایی که دایه مهربانتر از مادربرای این فوتبال شدن باشن و ... . اما خیلی زود ازین خداحافظی پشیمان شد و دوباره برگشت.

کریمی: با چندتا از دوستامون اونموقع احساساتی شدیم و یه تصمیمی گرفتیم اما بعد با دوستامون صحبت کردیم و گفتیم ما چرا باید بریم، ما بالاخره تو این فوتبال بزرگ شدیم باید بمونیم و تصمیمم عوض شده و میخوام ادامه بدم.

اینبار تبریز میزبان مردی بود که سرخی زبانش زبانزد خاص و عام بود. حالا جادوگر، مارادونا، صاعقه یا هر اسم خاص دیگری که دارد دوباره خداحافظی کرد درحالیکه رویای حضور در جام جهانی را هم در سر می پروراند که نشد. او که در این فوتبال خاص بود به خاطر زبان سرخش، نوع بازیش، افتخاراتش و نوع خداحافظیش حالا در بیانه رسمی خود مینویسد: میخی بر دیوار کوبیدم و کفش هایم را آویختم. خداحافظی همیشه تلخ و ناگوار است. جدایی از عشقی که تارو پود وجودت رادر تصرف دارد کار آسانی نیست. ازینکه نتوانستم با پیراهن تیم محبوبم پرسپولیس فوتبال را ترک کنم اصلا ناراحت نیستم زیرا این اتفاق عجیبی است البته هرگز تن به بازی خداحافظی که متاسفانه در فوتبال ما نوعی حرکت تشریفاتی، تبلیغاتی و بعضا ریاکارانه است نخواهم داد.